zondag, juli 18

برای مادرم


مادر عزیزم،
ساعاتی پیش باخبر شدم دیده از جهان بربستی و مرا در این دنیای پهناور تنها و غریب جا گذاشتی.
مادر محبوبم، مادری که سالهاست حسرت در آغوش کشیدنت را هر لحظه با گوشت و پوست با بغض و اندوه، آه و حسرت متحمل شدم. نمی دانستم امروز جسم نازنینت را خاک سرد و تیره در آغوش گرفته و من تا ابد در حسرت در آغوش کشیدنت می مانم. نمی توانم باور کنم که دیگر نیستی.
مادر عزیزم، اینک زیر تلی از خاک آرمیده ای اما میدانم صدای مرا می شنوی و احساسم را درک می کنی. می دانم برای دیدن من و حبیب و بچه ها چقدر انتظار کشیدی و چشم براه ماندی. می دانم که چه لحظات سختی را سپری کردی. مادرم، مادر خوب و مهربانم با تمامی قدرت و توانم از اعماق دل و قلبم، ضمیرم و روحم ترا صدا می کنم و بهت می گویم دوستت دارم، خیلی خیلی زیاد.
مادر نمی دانستم که مرا ترک می کنی و حسرت دیدنت را بر دلم می گذاری. خیلی دلم می خواست ببینمت. اما نتوانستم !!!
مادر تو امشب مهمان پدرم هستی، سلام مرا به پدرم برسان و به ا و بگو امشب غریبانه درسوگ شما دو تا به ماتم نشسته ام. در سوگ پدر و مادری که به وجودشان افتخار می کنم. دو انسان شریف و والا که طی سی سال گذشته رنجها و مرامتها و سختی های بیشماری را متحمل شدند. سالها پشت درب زندانها به ملاقات فرزندانشان آمدند. ساعتها در سرما و یخبندان پشت درب زندانهای ایلام و دیزل آباد به انتظار نشستند. اذیت و آزار دیدند اما خمی بر ابرو نیاوردند.
بعد هم سالها حسرت دیدار فرزندان تبعیدی و مهاجرشان را کشیدند.
مادرم یک قهرمان بود. یک مبارز خستگی ناپذیر. مادرم با افتخار و عزت جان به جان آفرین تسلیم گفت. مادرم تکه ای از قلبم بود او رفت و مرا برای همیشه تنها گذاشت.
مادر نمی دانم حالا هر وقت شماره ترا بگیرم چه کسی جوابم را می دهد. باور کردن اینک دیگر صدایت را هم نمی شنوم برایم سخت است. تنها دلخوشیم در این سالها این بود که بتو زنگ بزنم و صدایت را بشنوم. اما تو امروز بی خبر رفتی. تو امروز سفر کردی، سفر ابدی، تو کوچ کردی ومرا در آشیان غریبم تنها گذاشتی.
آه که چقدر سخت است در غربت بسوگ غم بی مادری نشستن!!!
طاهره خرمی
4 جولای 2010

2 Comments:

At 6:54 a.m., Anonymous شهین said...

سلام
غم از دست دادن مادر گرامییتان را تسلیت می گم امیدوارم خدا به شما وسایر نزدیکانت صبر عطا فرمایند .

 
At 11:16 p.m., Blogger طاهره خرمی said...

از اظهار همدردیتان بسیار سپاسگزارم

 

Een reactie plaatsen

<< Home

به وبلاگ بمانی خوش آمدی